
خبرگزاري فارس: لژيونر آلماني تيم فوتبال رئالمادريد گفت: خوزه مورينيو مربياي است كه صاف و پوست كنده با بازيكنان حرف ميزند و ميگويد چقدر اهميت دارند.سامي خديرا، هافبك 23 ساله ژرمنها در گفتوگويي با هفتهنامه كيكر اظهار داشت: مورينيو شخصيتي كاملا بزرگ است.
به همه بازيكنانش اين احساس را ميبخشد كه مهم هستند ولي همين جا بگويم كه با هيچچيز راضي نميشود. در بحث برخوردها نيز خيلي صاف و پوستكنده حرفش را ميزند. چيزي كه در آلمان خيلي باب نيست و بيشتر با حاشيهچيني حرفها زده ميشود ولي مورينيو اهل اينگونه برخوردها نيست و حتي در محافل ورزشي نيز خيلي صاف و روشن حرفش را ميزند.
اين بازيكن بلندقامت و تكنيكي كه در رقابتهاي جامجهاني 2010 به عنوان بازيكن جانشين ميشاييل بالاك قدم در ميدان گذاشت، درخشش خيرهكنندهاي داشت. آنقدر كه تيمهاي بزرگ اروپايي، از جمله خواهانش شدند و عاقبت با كسب مجوز خروج از اشتوتگارت، راهي جمع كهكشانيها شد.
مشروح گفتوگوي انجام گرفته با وي به اين شرح است:
*آقاي خديرا هفته قبل يواخيم لو گفت وقتي ميشاييل بالاك به تيم ملي بازگردد، بازهم كاپيتان خواهد بود. نظر شما دراين باره چيست؟
چيزي غير از اين انتظار نداشتم. سرمربي تيم ملي در جلسه اعضا تيم نيز تاكيد داشت بازيكنان براساس تواناييها دعوت شده و در تركيب قرار ميگيرند، نه براساس نام و گذشتهشان. اگر ميشاييل در بوندسليگا بارديگر توانايي خوبي از خود نشان دهد، مسلم است كه در تيم ملي بازهم حضور خواهد داشت. اگر هم سرمربي همچنان بر اين باور باشد كه ميشاييل ميتواند بازهم كمك كند، آنوقت يك مساله منطقي پيش ميآيد كه او فرمانده تيم در داخل ميدان باشد.
*اگر اين مساله اتفاق افتد، آنوقت بايد از كنار شما بگذرد. بالاك را در كنارتان به عنوان رقيب حس نميكنيد؟
ما الان در آلمان هافبكهاي خارقالعاده ديگري نيز داريم. من كه به آنها نمينگرم بلكه فقط خودم را ميبينم. بازيكني هستم كه ميخواست بجنگد و ترقي كند، لذا راهي جامجهاني شدم و به عنوان بازيكن ثابت بازگشتم. حضورم هم شانسي نبود. توانايي و لياقت نشان دادم كه بابتش اطمينان مربيام را گرفتم. من هم مثل هر بازيكن ديگري بازهم بايد از نو لياقتم را ثابت كنم. خب، وقتي اين كار را انجام ميدهم كه نبايد بخاطر پست ثابت بازيام نگران باشم.
*دو بازي با بلژيك و آذربايجان به شما در اين مسير كمك ميكند؟
آنچه من گفتم قاعده اين دو بازي نيست و شامل همه بازيها ميشود.
*در بازي هفته اول لاليگا فصل جاري اسپانيا يعني جدال در خانه مايوركا، شما و مسعود اوزيل ابتدا روي نيمكت نشستيد. اين مساله ضربهاي مهلك بر شما نبود؟
تا به الان تازه يك بازي 90 دقيقهاي براي تيم جديدم انجام دادهام. پس تا جايي كه امكان دارد، بايد هماهنگي كامل لازم را بدست آورم، بنابراين نشستن روي نيمكت كه فاجعه نيست. مربي قاعده كار را مشخص كرده است. او از بازيكناني استفاده ميكند كه خوب سيستم را ميشناسند و درك ميكنند.
*يعني شما هنوز اين سيستم مورد نظر او را نميشناسيد؟
براي من سيستم بازي او در رئال مادريد، كاملا جديد است. او در واقع نگرش و فلسفه بازي كاملا متفاوتي دارد. من كه نميتوانم مدل 20 سال تمام بازيام را ، ظرف سه هفته تغيير دهم.
*پس نگران هستيد؟
خير. فقط ميدانم در مسير صحيحي براي درك شيوه مورينيو هستم.
* وجود چه عاملي شما را اينقدر مطمئن ميكند؟
چون من نسبت به تواناييهاي خودم اطمينان صددرصد دارم. اين موضوع هيچ ربطي به غرور و خودبزرگبيني ندارد بلكه مساله همين است كه اعتماد به نفس پاك و بيآلايشي دارم. فقط همين را ميدانم ميتوانم در بهترين تيم جهان در كنار بهترين مربي دنيا، قابليتهايم را عيان كنم.
*چه عاملي خوزه مورينيو را تا اين حد منحصر به فرد ميكند؟
او شخصيتي كاملا بزرگ است. به همه بازيكنانش اين احساس را ميبخشد كه مهم هستند ولي همين جا بگويم كه با هيچچيز راضي نميشود. در بحث برخوردها نيز خيلي صاف و پوستكنده حرفش را ميزند. چيزي كه در آلمان خيلي باب نيست و بيشتر با حاشيهچيني حرفها زده ميشود ولي مورينيو اهل اينگونه برخوردها نيست. حتي در محافل ورزشي نيز خيلي صاف و روشن حرفش را ميزند.
*با چنين ديدگاهي اين نكته كه او از شما و اوزيل بخاطر متوجه نشدن زبان اسپانيولي و استفاده از زبان انگليسي، در مصاحبهاي با روزنامه آس حسابي انتقاد ميكند، چيزي خوب است؟
به نظرم زبان انگليسيام در حد قابل قبولي است. من دستوراتش را از اين طريق خوب متوجه ميشوم و بعد به ديگر هم تيميها در زمين منتقل ميكنم. حتي زبان اسپانيوليام نيز روز به روز بهتر ميشود. پس از بازيهاي ملي هفتهاي سه جلسه كلاس آموزش اين زبان دارم. خب، وقتي در بهترين تيم جهان حضور داري، بايد همه چيز مرتب باشد. من و مسعود اوزيل كاملا متوجه اين نكته هستيم.
*مورينيو از شما و اوزيل اين ايراد را نيز گرفته كه دوست داريد خودتان را از بقيه تيم جدا كنيد و با ديگر اعضا تيم معاشرت نداشته باشيد.
ببينيد، مسعود ديرتر از من به رئال پيوست. پس خيلي طبيعي است بخواهد ازطريق من كه كمي آنجا را ميشناسم، با محيط آشنا شود. موضوع اينگونه نيست كه ما دو نفرخودمان را از تيم جدا كردهايم. همراه با همتيميها ميخنديم و جشن و سرور برپا ميكنيم. مناسبات خوبي نيز با ديگر اعضا تيم داريم. از اين رو ميتوان گفت به بهترين شكل داريم حركت ميكنيم. من از يك هفته قبل به منزلي بيرون از شهر مادريد اسبابكشي كردم و ديگر در هتل اقامت ندارم كه خود اين امر به حل شدن در تيم كمك ميكند.
*هميشه از روحيه قوي شما تعريف شده. از اين جهت رئال براي شما بهترين چالش زندگيتان تا به الان نبوده؟
چرا همينطور است. البته هفتههاي اوليه حضورم در اينجا راحت نبودند. وقتي آدم در سرزمين جديدي است كه زبانش را هم نميداند، كاملا به خود اتكا ميكند و تازه از اولين بازي دوستانه توسط مطبوعات به نقد كشيده ميشود، بديهي است اين فكر كه من براي چه اينجا هستم، به ذهنش خطور ميكند.
در اين حال بايد به واقع مثل كوه سخت مقاومت داشت و ايستادگي كرد تا بتواني حرفت را بزني. البته من از قبل به اين نكته واقف بودم كه وقتي وارد رئال ميشوي، سطح انتظارات از تو در بالاترين حد ممكن است.
*رئال مقياس تازهاي ميتواند براي شما باشد؟
بطور قطع همينطور است. همه به حق درست ميگويند كه آلمانها استاد برنامهريزي و ساختار سازي فوتبال هستند. اما اين رئالي كه من ديدم، چيزي متفاوت از اين حيث است.
*دليلتان براي اين باور چيست؟
اين امر با زمينهاي تمريني باشگاه شروع ميشود.در آنجا بازيكن كاملا جدا ميشود و از خبرنگاران، هواداران و افراد وابسته خبري نيست. سازماندهي با اين شرايط واقعا عالي است. بازيكن ديگر نگران هيچچيز نيست. چون براي هرموردي چارهانديشي و برنامه ريزي كافي شده است.